برج بابل

برج بابل

کتاب مقدس، کتاب پیدایش، فصل ۱۱

بیایید شهری بزرگ بنا کنیم و برجی بلند در آن بسازیم که سرش به آسمان برسد تا مشهور

بشویم. بنای این شهر و برج، مانع پراکندگی ما خواهد شد.

پس از طوفان، پسران نوح، سام، حام و یافث صاحب فرزندان و نوه های زیادی شدند. در آن زمان مردم به

اندازه اجداد قبل از سیل خود زندگی نمی کردند. نوح ۹۵۰ سال زندگی کرد، اما پسرش سام ۶۰۰ سال و

پسر سام فقط ۴۳۰ سال زندگی کرد.

اما قبل از اینکه فرزندان نوح در تمام زمین ساکن شوند، اتفاقی افتاد. مردم از مشرق به سرزمین شینار

آمدند. همه به یک زبان صحبت می کردند. روزی نقشه ای کشیدند و به یکدیگر گفتند: بیایید برای بنای

شهری با برجی که به آسمان می رسد آجر بسازیم و بپزیم. به این ترتیب، قبل از اینکه در سراسر جهان

پراکنده شویم، مشهور خواهیم شد.

خدا دید که چقدر مغرور شده اند. او گفت: "پائین خواهم رفت و زبان آنها را تغییر خواهم داد تا نتوانند

نقشه بی معنی و جراتآمیز خود را پیش ببرند".

در یک لحظه مردم دیگر یکدیگر را درک نمی کردند زیرا شروع به صحبت به زبان های مختلف کردند. آنقدر

سردرگمی به وجود آمد که حتی مجبور شدند ساخت برج را متوقف کنند.

و خداوند آنها را در زمین پراکنده کرد. این شهر بابل نامگذاری شد که به معنی "سردرگمی" است. بدین

ترتیب، داستان برج بابل نشان میدهد که چگونه پس از سیل، زبانهای مختلف به وجود آمدند

سؤالاتی برای گفتگو

3 سؤال
  1. مردم قبل از استقرار در سرتاسر زمین چه کار می کردند؟

  2. چرا موفق نشدند؟

  3. نام شهر بابل به چه معناست؟

5. برج بابل00:00 / 03:00