داستان دانیال/ تبعید بابلی

داستان دانیال/ تبعید بابلی

کتاب مقدس، کتاب دوم پادشاهان، فصل 24

در آن زمان، سربازان نبوکدنصر، پادشاه بابل، به سوی اورشلیم پیشروی کردند و آن را محاصره

کردند... او گنجینه ها را از معبد خداوند بیرون آورد... همچنین افراد سرشناس آن سرزمین را از

اورشلیم به بابل برد.

سیصد سال از حکومت سلیمان بر کشور بزرگ و آباد می گذشت. پس از مرگ او پادشاهی به دو بخش

تقسیم شد. اورشلیم مهمترین شهر باقی ماند. آنجا کاخ پادشاه و مهمتر از آن معبدی بود که سلیمان ساخته

بود. این سرزمین در آن زمان به نام یهودا شناخته می شد.

متأسفانه نه شاه و نه مردم به دستورات خدا عمل نمی کردند. آنها از خدا رویگردان شده بودند و خدایان و

بتهای دروغین را می پرستیدند. خداوند پیامبرانی را مبعوث کرد که مردم را هدایت کنند و آنها را به توبه

دعوت کنند، اما مردم هرگز به سخنان آنها گوش نمی کردند.

اما پس از آن، عذاب خدا بر اسرائیل نازل شد و بابلی ها کشور را تصرف کردند.

نبوکدنصر پادشاه بابل بدترین دشمن یهودیان بود. او با لشکر خود در اورشلیم حاضر شد، پادشاه را اسیر

کرد، تمام ظروف طالیی و نقرهای را از معبد برداشت و به معبد خدای غیریهودی در بابل برد. بابلی ها نیز

تمام گنجینه ها را از معبد و کاخ سلیمان بردند. پس از غارت کاخ پادشاه، معبد و تمام خانه های محترم

ترین یهودیان شهر، همه آنها را به آتش کشیدند.

مردان جوان، پسران پادشاه و شاهزادگان یهود، هفت هزار بهترین سرباز یهودی و همه نجاران و آهنگران به

دست نبوکدنصر اسیر شدند و به بابل تبعید شدند.

این گونه بود که اورشلیم و یهودا تابع نبوکدنصر شدند.

خداوند حکم قوم سرکش و گناهکار خود را داده بود. از قوم اسرائیل انتظار می رفت در حالی که اسیر بودند،

بیاموزند که خداوند تنها خدای حقیقی است و بت ها خدایان دروغین هستند.

سؤالاتی برای گفتگو

3 سؤال
  1. آیا بنی اسرائیل به خدا وفادار بودند؟

  2. چه کسی بدترین دشمن یهودیان بود؟

  3. بابلی ها با اورشلیم چه کردند؟

43. داستان دانیال/ تبعید بابلی00:00 / 03:42