خورشید و ماه ایستادند

خورشید و ماه ایستادند

کتاب مقدس، کتاب یوشع، فصل ۱۰

روزی که خداوند اموریان را به اسرائیل تسلیم کرد، یوشع در حضور اسرائیل به خداوند گفت: »ای

خورشید بر باالی جبعون، و ای ماه بر فراز دره اَیَلون بایستید«. پس خورشید و ماه ایستادند تا

اینکه ملت از دشمنانشان انتقام گرفتند...

هنگامی که پادشاهان کنعان آنچه در اریحا رخ داده بود را شنیدند، برای جنگ با یوشع و قوم اسرائیل متحد

شدند. با این حال، مردم ساکن در شهر جبعون با بنی اسرائیل متحد شدند. هنگامی که پنج پادشاه از این

موضوع مطلع شدند، شهر را محاصره کردند.

ساکنان شهر برای کمک به یوشع رفتند. بنابراین، او نیروهای خود را به سمت مخالفان متحدان خود رهبری

کرد و خیلی زود لشکر متحد پادشاهان کنعان فرار کرد.

خداوند همچنین برای قوم خود می جنگید: او بر سر نیروهای دشمن تگرگ سنگی فرود آورد. آنگاه هوا

بسیار تاریک شد، اما دشمن هنوز کامل شکست نخورده بود - در این هنگام بود که یوشع به خداوند فریاد

زد و گفت: "ای خورشید بر باالی جبعون، و ای ماه بر فراز دره اَیَلون بایستید"

و خداوند آن دعا را شنید. آن روز تا اینکه بنی اسرائیل بر دشمنان خود پیروز شوند طول کشید. چنین

چیزی دیگر هرگز اتفاق نیفتاد.

بسیاری از شهرهای دیگر در طی آن لشکرکشی به تصرف یوشع و بنی اسرائیل درآمدند زیرا خود خدا به

قومش کمک می کرد.

سؤالاتی برای گفتگو

3 سؤال
  1. چه کسی با بنی اسرائیل ائتالف کرد؟

  2. چه کسی مردم جبعون را نجات داد؟

  3. یوشع وقتی هوا شروع به تاریک شدن کرد چه کرد؟

30. خورشید و ماه ایستادند00:00 / 02:57